آغازی دیگر در درگاه ضیافت رمضان

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ اَنْ تَجْعَلَ لى اِلی کُلِّ خَیْرٍ سَبیلاً وَ مِنْ کُلِّ ما لا تُحِبُّ مانِعاً یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

خدایا افتان و خیزان خود را به سردر میهمانی ات می رسانیم. دورهایمان را زده ایم. دلمان را گذاشتیم هر جا که دلش خواست برود. با هرکسی بنشیند. غبار هر آلودگی را بر خود بنشاند. نفس را گذاشتیم تا عنان بگسلاند و چونان به پیش برود تا با سر بر زمین بکوبد. 

تو نگاهمان کردی و صبر نمودی صبری از سر درد برای بنده ای که گرفتار بازی دنیا شده است. عصبانی شدیم. خندیدیم. از تو رو برگرداندیم و....

و حالا در آخرین روزهای مانده به میهمانی ات بر سر سرای رمضانت آمده ایم و می خواهیم بار بیندازیم و وارد شویم. 

حالا دیگر چیزی نداریم بتهای وجودمان عجب ترک تازی کردند در این سالها و به آرامشی نرساندنمان. 

 آمده ایم تا حیرانی چندساله امان را با آرامشی الهی فرو بنشانیم. آمده ایم که آن قطره ایمان در قاشق را دوباره برگیریم که در این تماشاگه از آن چیزی نمانده است. آمده ایم خالی خالی، تا تو ای خدای یگانه، ای معبود و ای رب تو خودت بازسازیمان کنی و نگهمان داری و به مقصدمان برسانی.

اَللّهُمَّ اِنّى بِکَ وَ مِنْکَ اَطْلُبُ حاجَتى وَ مَنْ طَلَبَ حاجَةً اِلىَ النّاسِ فَاِنّى لا اَطْلُبُ حاجَتى اِلاّ مِنْکَ.....

رمضان بر همگی مبارک

 

   + سعید - ٤:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٥/٢۸