انتظار

همانند کسی که در پی شب یلدایی، خسته از ظلمت و تیرگی، چشم به افق دوخته و دمیدن خورشید را آرزو می کند.
همانند کسی که در بیابانی بی انتها سرگردان مانده و تنها و وحشتزده رهنمایی را می طلبد.
همانند کسی که پس از تشنگیهای بسیار با پنجه های دردمند، زمین را کنده و در آرزوی جوشش آبی گوارا له له می زند.
همانند کسی که در قحط سال بی باران، در کنار مزرعه عطش زده اش، به امید پدیدار گشتن ابر رحمت دیده، به کرانه های آسمان چشم دوخته است.
همانند کسی که در حین بالا رفتن از کوهی پایش لغزیده و دست به سنگی گرفته و کمک دهنده ای را فریاد می کند.
همانند کسی که در کنار بستر بیماری عزیز، ترسان از جان دادن او، ورود طبیبی درد آشنا را لحظه شماری میکند.

باید انتظار کشید، باید دیده به راه امام زمان عح بود. باید هر صبح و شام چشم انتظار فرج ماند.

فتوقعوا الفرج کل صباح و مساء "امام صادق ع"


منتظر ظهور امام زمان عج بودن، حرکت به سوی ظهور داشتن و عمل به آرمانهای موعود نمودن است. و چنین انتظاری خود فرج و گشایش به حساب می آید..

الیس انتظار الفرج من الفرج؟ امام رضا ع


و
المنتظر لامرنا کالمتشحط بدمه فی سبیل الله
کسی که چشم به انتظار حاکمیت ما باشد، مانند مجاهدی است که در راه خدا به خون خویش غلطیده باشد..



راستیمی دانید چرا در موقع ذکر نام او بر میخیزیم و دست بر سر می نهیم:
امام رضا را در خراسان میدیدند که در موقع ذکر نام قائم بر می خیزد و دست بر سر می نهد و میفرماید: خدایا فرجش را تعجیل فرما و قیامش را آسان گردان.

از امام صادق پرسیدند سبب برخاستن به خاطر ذکر لفظ قائم چیست؟ فرمودند: زیرا او را غیبتی طولانی است و از شدت مهربانی خود نسبت به دوستانش، هر کس او را که به این لقب از او یاد کند به دیده عنایت می نگرد، زیرا این لقب یادآور حکومت او برانگیزاننده حسرت غربت اوست. به خاطر بزرگداشت اوست که باید بنده خاضع و فروتن هنگامیکه مولای گرامی او با دیدگان شریفش به او نگاه می کند برخیزد و احترام کند و تعجیل فرج او را از خدای تعالی بخواهد. (منتخب الاثر)

   + سعید - ٥:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/٩/٢٦

دعای مکارم الاخلاق

الهی و الهمنی التقوی و انطقنی بالهدی .....و وفقنی بالتی هی ازکی
خدایا
رمضان تمام شد و ما تولدی دیگر یافتیم و شکر این نعمت را فقط در صورتی میتوان بجا آورد که آنچه بدست آوردیم حفظ کنیم و آن بار گناهی که وانهادیم دیگر به گردن نیاویزیم...
چقدر زیباست دعای مکارم الاخلاق که میبایست درپس آن همه راز و نیاز شب قدر میخواندیم..
و چقدر سخت است و پر معنی آنجا که میگویی
خدایا اگر جان من مرتع شیطان شده است آن را بگیر قبل از اینکه موجب خشم و غضب تو بشود و عاقبت سویی برایم رقم بخورد
و آیا جای دیگری دیده ای که از خدا بخواهی جانت را بگیرد..

و صبح و شکر و سجده و ...

   + سعید - ٦:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/٩/۱٩

عید فطر مبارک

عید فطر

   + سعید - ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/٩/۱٤

کاروان رمضان آهنگ رفتن دارد

سلام..
صدای زنگ کاروان را می شنوی، قافله رمضان بار برداشته و در حال رفتن است...

آه!‌ که چه باری می رود.. موهبتهای الهی هدیه داده شده. بعضی حج را هدیه گرفتند، بعضی کربلا.. برخی شهادت...
برخی بی نصیب حتی از گرسنگی کشندگان هم نبودند.

بقیه بارها در حال رفتن است. چه بسیار بندها که گشوده شدند و چه بسیار گناه ها که زدوده شدند. و برخی تقدیرشان آن شد که سال دیگر را در پیشگاه محبوبشان باشند.

راستی آیا مقدر شد که شب قدر آینده در پیشگاه امام غائبمان باشیم؟‌ حتماٌ وگرنه...

ما را از این غافله چه نصیب شده است.؟
کداممان در این میهمانی مستانه آمدیم و اذن حضور جاودانه گرفتیم؟
......

گفتند هر افطار هزار هزار کس از آتش رهیدند..
گفتند که شیطان ها در غل و زنجیرند...
گفتند که فاطمه(س) باطن شب قدر است..
گفتند.....
یا زهرا،‌ ای مادر عزیز:
ما می ترسیم که از میهمانی خارج شویم و شیاطین افسارمان را همچون قبل از این در دست بگیرند و نفسمان را بر ما مسلط کنند.
شما با آن عطوفت مادرانه و الهیتان بر ما نپسندید که اسیر باشیم که بیست و چند روز صدا زدیم اللهم فک کل اسیر

اماما !

فریاد برآوردیم که الهی.. و انت دللتنی الیک و شما ای ابن سبل الواضحه و ابن الاقمار المنیره ، راه را بر ما روشن کنید و سیاهی را بر ما نپسندید..

خدایا آیا پیوند ما با معنویت خانه ات در سال آتی امکان پذیر است؟؟

دوستان! عاشقان! هنوز چند ساعتی مانده؟ چه چیز فراموش شده ...
.. میزبان کریم است!‌ کریم.......

التماس دعا

   + سعید - ٩:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/٩/۱٢

شهادت، فلسطین، قدر

برادرم، خواهرم، همسفرم، همراهم؛

می خواستم برایت از سفر ستارههای عشق به دیار غریبان غربت خاک بنویسم. می خواستم بگویم چکونه آمدند تا بخاکمان بسپارند و بسوی خدایشان عروج کردند.
می خواستم از معراج بگویم، از شمع های محفل بشریت که زینت آسمانند و به گمنامی ما اشک می ریزند.. به نشانه ای که نداریم... به حضور ولیمان در جوش و خروششان.. به قفلی که بر این در زده اند....
اما .. اما آمده ایم تا شهد بنوشیم و بنوشانیم.. پس بیا و بنگر..

آسمانِ قطعه ای از زمین که زمانی محفل آسمانی ها بوده است- همان جایی که با معراج پیوندی دیرینه دارد- چگونه با خون فرزندان مظلوم فلسطین ارغوانی شده است. خونی که مادران به آسمان می پاشند تا به خون خدا بپیوندد.
بیا و در همین دنیای مجازی جستجو کن، از سرِ درد... و ببین کدام دیده بر دژخیمان خون آشام یهود بسته شده است.

از کدام برایت بگویم؟ از بیت المقدس! از غزه! از دیر یاسین! از جنین؟
ازبغضهای در گلو خشکیده، از خون های بر زمین ریخته، از کودکان مثله شده در جلوی چشمان مادران شوهر از دست داده، از آنها که سر بریده شدند یا در تنور سوختند و یا آنانکه از درد غیرت دق کردند وقتی عکس دخترانشان بر روی صابونهای اسرائیلی نقش بست که آن بر تن اینان امتحان شده است.
از بی غیرتی سران نامرد بگویم یا از دستهای نفاق و دنیا طلبی که بر هم می سایند؟
از خونهایی که از چشمانمان سرازیر شد؟ از اسلام؟ از شیعه؟ از قلب خونین اویی که نتوانستیم چشمانمان را قدرت دیدنش ببخشیم؟
به کدامین جمله بگویم؟ به کدامین شعر بسرایم؟ به کدامین نوحه مرثیه سرایی کنم..

آری! در این دنیای به ظاهر آراسته که همه حقوق به ظاهر بشر می طلبند و از آزادی دم می زنند، جایی، قطعه ای هست که فریاد بر می آورد که ای انسانها انسانیتتان را چه شده است؟

و تو عاشق مهدی! تویی که منتظر مانده ای تا داغ سینه ات را با حضور ولی عصرت و امام زمانت فرو بنشانی و هر افطار فرجش را از صمیم قلب خواهانی!
تویی که خشمت؛ خشم فرو خفته ات را با حضورت و با فریادت به عنوان تنها اسلحه ات- که کم از سنگهای آن کودک فلسطینی ندارد- فرو می نشانی! چه داری؟ چه اندیشیده ای در مورد وظیفه ای که مسلمان بودنت بر دوشت نهاده است؟
که هر کس صدای خونخواهی مسلمی را بشنود و بر کمکش اقدام نکند، مسلمان نیست.
موقعیت من و تو کدام است؟ انتظار ظهور با این وظیفه چگونه محقق می شود.

تو ای مبارز! در این جبهه و با این سلاح، شهادت را با کدام پیاله و کدامین پیمانه می نوشی؟

و شب قدر! نمی دانم همانند من در زنجیر مانده ای و یا آماده ای! آماده حضور فقط حضور و دیگر هیچ! امشب و شبهای دیگر این مهمان نوازانند که تصمیم می گیرند که چه چیز را هبه کنند. پس مواظب باش با اصرارت آن بهترین ها را به کمتر از آن نفروشی. اما خلاصی دیگران را خواستن عیب نیست. پس التماس دعا.

اللهم عجل لولیک الفرج

   + سعید - ٧:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/٩/۳

تشییع شهدا


بخواهی شهد شهادت بنوشی و از تشییع شهدا و نماز جمعه دیروز چیزی نداشته باشی..
فردا خواهم نوشت. مطلبم جا مونده.. التماس دعا

   + سعید - ۸:۳٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/٩/٢