و برح الخفاء وانکشف الغطاء

خدایا نمیدونم چی شده که مانده شدیم.. ماه رمضان بسرعت به پیش میرود و ما توان حرکت با آن را نداریم. خوش به حال اونایی که هر روز ارغوانی تر از روز پیش میشوند و آماده تر برای حضور در آن شب قدر..

تو دستگیر شو ای خضر پی خجسته که من......... پیاده می روم و همرهان سوارانند..

خدایا تو میدونی که ما هدفمون این نبوده که اینطوری اسیر باشیم. اسیر خاک ...

الهی سنگها و غل و زنجیر را از پای ما باز کن تا بتوانیم راه را با قوتی بیشتر و امیدی بالاتر طی کنیم..

یا محمد و یا علی، یا علی و یا محمد، اکفیانی فانکما کافیان، وانصرانی فانکما ناصران.....

   + سعید - ٩:۱۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۸/٢٧

 

صفایی ندارد ارسطو شدن ........... خوشا پر گشودن پرستو شدن

   + سعید - ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۸/٢٦

آفتاب رمضان

و هذه اهوائی المضله وکلتها الی جناب لطفک و رافتک ..

الهی ما هنوز در صبح رمضانیم. هنوز آفتاب رمضان به نیمه و شیدایی عاشقان به اوج نرسیده است. پس دعای صباح می‌خوانیم:
....وافتح اللهم لنا مصابیع الصباح بمفاتیح الرحمه والفلاح و البسنی اللهم من افضل خلع الهدایه و الصلاح و اغرس اللهم بعظمتک فی شرب جنانی ینابیع الخشوع و اجر اللهم لهیبتک من اماقی زفرات الدموع و ادب اللهم نزق الخرق منی بازمه القنوع....

خدایا اشک های مرا از بزرگی و هیبت خود جاری ساز.... اللهی در این صبح رمضان با امید به در خانه ات آمده ایم... الهی قرعت باب رحمتک بید رجایی .. و از هوای نفسمان به سویت فرار کرده‌ایم .. و هربت الیک لاجئاٌ من فرط اهوائی ... الهی هذه ازمه نفسی عقلتها بعقال مشیتک و هذه اعباء ذنوبی درأتها بعفوک و رحمتک .. خدایا این ریسمانهای نفس من است که بدست تو می‌دهم و این بار سنگین گناه من است که در جایگاه عفو و رحمتت باراندازی می‌کنم...

فاجعل اللهم صباحی هذا نازلا علی الضیاء الهدی.... پس این صبح را برایم بارانی از انوار هدایت قرار ده....

خدایا ما را در سفرمان موفق بدار
آمین
undefined

   + سعید - ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۸/٢۳

اللهم رب شهر رمضان

هنوز از حیرانی اول ماه میهمانی در نیامده‌ایم فقط می‌توان رمضان را ستایش کرد. و هذا شهر عظمته و کرمته، و شرفته و فضلته علی الشهور و هو شهر الذی فرضت صیامه علی و هو شهر رمضان الذی انزلت فیه القرآن................ و جعلت فیه لیله القدر ..............
یاد آن خوبان می‌افتیم که در دیدار عاشقانه‌اشان با امام زمان (عج) به یکباره قرار از کف می دهند و در آن شور و شعف زیارت جامعه می‌خوانند: انتم الصراط الاقوم و الشهداء دار الفناء و شفعاء دار البقاء و الرحمه الموصوله و الایه المخزونه و الامانه المحفوظه و الباب المبتلی به الناس............. سعد من والاکم ..........
نه، نمی‌توان چیزی را حذف کرد. یک ستایش زیباتر از دیگری.....


وحالا کم کم رمضان در جانت رخنه می‌کند. صدقه اول ماه را می‌دهی و چه باشد اگر به امید خوندادن در رکاب مهدی صاحب زمان یک واحد خون هدیه کنی. در میهمانی تو نیستی که مواهب را انتخاب می‌کنی به تو هدیه می‌کنند. هنوز نوبت قرآن نشده است.؟ گر چه کمی دیر شده ولی این امام حسن مجتبی است میهمان قرآنت می‌کند.

و شب می‌شود و هنوز در غم نبود امامت چنان سوخته‌ ای که تاب از کف داده‌ای .. اللهم نشکو الیک فقد نبینا و کثره عدونا و قله عددنا و شده فتن بنا...

الهی، دوستان و همراهان دیده و ندیده را در راهمان راسختر و منسجم تر و قویتر گردان و از پراکندگی و پریشانی در امان دار.

آمین

   + سعید - ٢:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۸/۱۸

اللهم رد کل غریب

ما غریبیم و غربت ما را فقط غروب انتظار به پایان می‌رساند.
ا
ماممان تنهاست و منتظر

منتظر است تا ما راه را بیابیم و به غربت جانمان پایان دهیم

هرکسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش

و اینست راز بازگرداندن غریبان............

   + سعید - ٢:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۸/۱۸

اسیر

سلام
الان هنوز مبهوتیم
بگذارید تا آرام بگیریم

اللهم فک کل اسیر ....
اللهم غیر سوء حالنا الی احسن الحال


همین!

التماس دعا

   + سعید - ٢:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۸/۱٦

رمضان آمد

بالاخره رمضان از راه رسید.
من پرم از شادی و سرور، پر از امید و نشاط،
ما همیشه مهمون خداییم، ولی دیدی وقتی میری خونه یه آشنا، که لازم نیست دعوتت کنه، هم خودت میدونی مهمونی هم اون. حالا یه بار آون مخصوصا میگه فلانی فلان وقت بیا که این دفعه مهمونی ما خیلی بزرگه و همه توش هستند. تو هم اینو حتما بیا که خیلی تحفه توش پخش میکنم. حالا فرض کن میخواستی بری مهمونی که یه کم منتظرت میذارن. نمی دونی مهمون هستی یا نه ولی میگی اگه وقت داشتم خودمو آراسته تر میکردم. حالا تو اون یه روز با خوف و رجا به این چیزا میپردازی. این مگه بده. این قشنگی دیروز بود.
حالا پنج شنبه است و اول ماه...
نشاطت وقتی به بینهایت میرسه که یه اسماعیل پشت مقام ابراهیم بره برات نماز بخونه اونم شب اول ماه رمضان. اسماعیل امام رو تو مسجد الحرام می بینی؟؟

خدایا شکرت

تابعد

   + سعید - ٩:٥٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۸/۱٦

غروب شعبان

سلام
دیشب داشتم برای همسفرم سارا نامه می نوشتم آخه میدونین ما قرار بعد از ماه رمضون بریم تو خونه ای از نور زندگی کنیم. همونجایی که قراره یه برج باشه یه نردبون یا نقطه نورانی که از خارج از زمین بشه دیدش. فکر کنید تو یه آپارتمان یه درش باز بشه به یه پله نورانی بعد بری بالا. ما یه ساله تمرین میکنیم که وقتی شروع کردیم چیزی بازمون نداره. کمبودها رو برداریم و اونایی که اضافه داریم یا بیخودی برداشتیم رها کنیم تا بره به قعر تاریکی زیرزمینها. می خوایم بوی همه چی بده خونمون، عشق، خاک بارون خورده، سنگر، بوی امام ، بوی زیارت جامعه بوی یکرنگی، بوی بیرنگی،.....
بهش گفته بودم امشب آخرین بار شعبان را به آغوش می کشیم و فردا آخرین صلوات شعبانیه را می گوییم. اللهم فاعنا علی الاستنان بسنته فیه... آیا سوار کشتی امن رسول خدا و اهل بیتش شدیم . آیا ملازمش بودیم. تا اونجایی که سبکبار وسبکبال شویم

عاشق مهدی! چه کردی با نبودن او در ماه شعبان. شعبان غروب می کند و مثل غروب هر جمعه از غم نیامدنش درونمان از هم می پاشد. چه خوب خدا خواسته که بعد از شعبان مهمان خودش باشیم وگر نه چطور می توانستیم شعبان را به آخر برسانیم. خدایا او را ، راه آسمان را، (فکانوا هم سبیل الیک )در همین ماه رمضان به ما برسان.
همسفر! این فراز دعای ندبه بیشترین بار سنگینی را برایم داشته است. آنجا که او را خوب معرفی میکنی و می ستایی و صدایش می زنی و بعد می گویی: لیت شعری این استقرت بک النوی بل ای ارض ثقلک او ثری، ابرضوی او غیرها ام ذی طوی. و بعد.. الی متی احار فیک یا مولای، تا کی سرگردان تو باشم. ....
الهی مرا و همسفرم را با همه اونایی که قراره با سفر کنن به سلامت به مقصد برسان



   + سعید - ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۸/۱٤

سر آغاز

حلول ماه رمضان مبارک.
سلام
سلام به همه اونایی که دنبال یه نردبون میگردن تا از اون بتون بالا برن. بالای بالا اونجایی که دست هیچ نا محرمی به اون نمیرسه. اگه همراه میخواهی یا علی. خیلی خوب نیستیم ولی دلمون میخواد خوب باشیم.
من تو اوج درگیری با همه چیزای زمخت زندگی دنبال یه راه به سوی لطافت رهایی شهادت گونه میگردم. آیا کسی هست که کمک کنه.

اللهم واجعلنی ممن نادیته فاجابک و لاحظته فصعق لجلالک فناجیته سرا وعمل لک جهرا.
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد. بسم الله

   + سعید - ۸:٤٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۸/۱۳