نوری را با خود به میهمانی بعدی ببریم

گفتند که در ماه رمضان شیطان را در غل و زنجیر می کنند تا بندگان در میهمانی خدا آسوده خاطرتر باشند، حالا که این ماه تمام شده است. شیطان عصیانگر عصبانی با بی صبری منتظر است تا ظرفی را که در این میهمانی پر کرده اند به یکباره وازگون کند و یا تدریجی خالی نماید. و این عصیانگری نفس بلا فاصله پس از ماه رمضان ممکن است از این باشد.

آقای فاطمی نیا در آخرین روز گفتند نوری را با خود تا سال بعد نگه داریم و منظورشان را اینچنین بیان کردند که اگر ترک گناهی در ماه رمضان انجام شده است این را تا سال دیگر حفظ کنیم و یا اگر حسنه ای انجام شده است آنرا ادامه دهیم. و عنوان کردند که در اینصورت برکات زیادی نصیبمان می گردد. 

 

پس بیایید نوری را با خود تا میهمانی بعدی ببریم

   + سعید - ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/۳۱

خودمان باشیم در حدکمال

سلام

7 سال پیش که با اعتقادی راسخ نام شهد شهادت را برای این وبلاگ انتخاب کردم شاید اینقدر با زندگی امروزی درگیر نشده بودم و اینقدر ظواهر دنیا باعث غبار آلودگی ارزشهایی که نوجوانی و قسمتی از جوانی ام را باآنها زندگی کرده بودم نشده بود.

چرا ارزشهای بنیادی زندگی ما در زندگی روزمره امان به فراموشی سپرده می شود و ما حاضریم رنج زندگی بر خلاف ارزشهایمان را تجربه کنیم؟؟

برای تحلیل این موضوع شما را به وبلاگ چه چیز مهمترین است دعوت میکنم و خواهشمندم با نقد کردن و بحث کردن در این مورد و برای پیدا کردن راهی به سوی زندگی بر اساس ارزشها به عمیق تر و قویتر کردن بحث کمک کنید.

با تشکر  

   + سعید - ٤:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/۱٠

شکایت به خدا

 

خدایا

هروقت که با خود گفتم که دیگر آماده و مهیا شده ام و برخاستم که در برابرت نماز بخوانم و با تو راز و نیاز کنم تو بر من چُرت و بی حالی را مسلط كردى و هنگامى که نماز را شروع کردم حال مناجات را از من گرفتى در آن وقتى كه به راز و نياز پرداختم ، مرا چه شده است كه هرگاه با خود گفتم باطن و درونم نيكو شده و به توبه کنندگان نزدیک شده ام، گرفتارى و پيش آمدى برايم رخ دادی كه پايم لغزش پيدا كرده و ميان من و خدمتگذاريت حائل شود.

آقاى من

شايد مرا از در خانه ات رانده اى

يا شايد ديده اى که حقت را سبك می شمارم پس دورم كرده اى

يا شايد ديده اى از تو رو گردانده ام پس خشمم كرده اى

يا شايد مرا جزو دروغگويان ديده اى پس رهايم كرده اى

يا شايد ديده اى که سپاسگزار نعمتهايت نيستم پس محرومم ساخته اى

يا شايد مرا در مجلس علماء نيافته اى پس خوارم كرده اى

يا شايد مرا در زمره غافلان ديده اى پس از رحمت خويش بى بهره ام كرده اى

يا شايد مرا ماءنوس با مجالس بيهوده گذرانان ديده اى پس مرا به آنها واگذاشته اى

يا شايد دوست نداشتى دعايم را بشنوى پس از درگاهت دورم كرده اى

يا شايد به جرم و گناهم كيفرم داده اى يا شايد به بى شرميم مجازاتم كرده اى

 

پروردگارا

اگر از من بگذرى بجاست چون بسيار اتفاق افتاده كه از گنهكاران پيش از من گذشته اى زيرا كرم تو از خدای من برتر از كيفر كردن تقصيركاران است و من پناهنده به فضل توام و از ترس تو بسوى خودت گريخته ام و درخواست انجام وعده ات را در چشم پوشى از كسى كه خوش گمان به تو است دارم

فرازی از ابوحمزه ثمالی

   + سعید - ۱:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٩

خودشناسی؛ اولین گام

وَاَنَّ الرّاحِلَ اِلَیْکَ قَریبُ الْمَسافَةِ  

(براستى کوچ کننده به درگاهت راهش نزدیک است )

هرسال با شروع رجب سفری آغاز می شود به سوی قرب الهی و هر چه به رمضان نزدیکتر می شویم این مسافرین رنگ و رویی خدایی تر میگیرند و سفر به اوج خود با  تب و تاب سالکانش نزدیک تر میگردد تا شب قدر و پس از آن که قسمت پایانی میهمانی اختصاصی را تشکیل می دهد.

آیا ما کوچ خود به سوی خدا را شروع کرده ایم ؟

 خدایا گرچه ما میهمان رمضانت شده ایم بدون اینکه سفری را با آدابش شروع  کرده باشیم اما صمیمانه دوست داریم که از کوچ کنندگان به سویت باشیم از این وادی تنهایی و جدایی و غربت.

  من عرف نفسه فقد عرف ربّه

برای کوچ از کجا شروع کنیم و چگونه پای در راه نهیم؟ شاید خودشناسی اولین مرحله از این راه باشد که بسیاری از عالمان دین و فیلسوفان بشری به آن اعتقاد دارند. و چه زیبا پیامبر اسلام فرموده است که هر که خود را بشناسد خدا را شناخته است.

  خود را چگونه بشناسیم و چه برنامه ای عملی را پیش بگیریم؟ کتاب شناخت شهید مطهری  اولین کتابی است که در این زمینه معرفی میشود و خیلی از دوستان آن را خوانده اند.

  دوستان! شاید مسیری عملیاتی تر نیز بتوان معرفی نمود! در این زمینه من آنچه را پیدا کرده ام دراین ماه عزیز می نویسم و در صورتیکه شما نیز نظری و یا نقدی داشتید خوشحال می شوم که در این راه همراه و کمکم باشید.

  الهی! قدم در راهی میگذاریم که با آنچه با عقلمان و دلمان دریافت کرده ایم بتوانیم خود را بشناسیم و آنچنان در این دوران زندگی کنیم که هنگام رسیدن به پیشگاهت سرشکسته و خجلت زده نباشیم.

  یا حَبیبَ مَنْ تَحَبَّبَ اِلَیْکَ وَیا قُرَّةَ عَیْنِ مَنْ لاذَبِکَ وَانْقَطَعَ اِلَیْکَ (اى دوست کسى که با تو دوستى کند و اى نور دیده کسى که پناه به تو آرد و از دیگران ببرد)

   + سعید - ٢:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٤

آغازی دیگر در درگاه ضیافت رمضان

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ اَنْ تَجْعَلَ لى اِلی کُلِّ خَیْرٍ سَبیلاً وَ مِنْ کُلِّ ما لا تُحِبُّ مانِعاً یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

خدایا افتان و خیزان خود را به سردر میهمانی ات می رسانیم. دورهایمان را زده ایم. دلمان را گذاشتیم هر جا که دلش خواست برود. با هرکسی بنشیند. غبار هر آلودگی را بر خود بنشاند. نفس را گذاشتیم تا عنان بگسلاند و چونان به پیش برود تا با سر بر زمین بکوبد. 

تو نگاهمان کردی و صبر نمودی صبری از سر درد برای بنده ای که گرفتار بازی دنیا شده است. عصبانی شدیم. خندیدیم. از تو رو برگرداندیم و....

و حالا در آخرین روزهای مانده به میهمانی ات بر سر سرای رمضانت آمده ایم و می خواهیم بار بیندازیم و وارد شویم. 

حالا دیگر چیزی نداریم بتهای وجودمان عجب ترک تازی کردند در این سالها و به آرامشی نرساندنمان. 

 آمده ایم تا حیرانی چندساله امان را با آرامشی الهی فرو بنشانیم. آمده ایم که آن قطره ایمان در قاشق را دوباره برگیریم که در این تماشاگه از آن چیزی نمانده است. آمده ایم خالی خالی، تا تو ای خدای یگانه، ای معبود و ای رب تو خودت بازسازیمان کنی و نگهمان داری و به مقصدمان برسانی.

اَللّهُمَّ اِنّى بِکَ وَ مِنْکَ اَطْلُبُ حاجَتى وَ مَنْ طَلَبَ حاجَةً اِلىَ النّاسِ فَاِنّى لا اَطْلُبُ حاجَتى اِلاّ مِنْکَ.....

رمضان بر همگی مبارک

 

   + سعید - ٤:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٥/٢۸

کربلا... و تم میقات ربه اربعین لیله

ماه شیدایی سالکان هم شروع شد آنهایی که دلهاشان از اول ذیقعده با ارتعاشی از شوق به لرزه آمده است چشم به روز وصال دارند. عرفه و عرفات. 

 آیا امام حسین نیم نگاهی به ما هم دارد تا عرفه چشم در بارگاهش بشوییم و در کربلایش بار بیندازیم.

دوستان دعا کنید.

اگر من نیز کربلایی شدم مطمئن باشید فراموشتان نمیکنم.

 

   + سعید - ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۱۱/٤

اين الرجبيون

وارزقنی اجتهاد المجتهدين و لا تجعلنی من الغافلين المبعدين

همراهان

ماه رجب با همه زيباييهايش به پايان ميرسد تا دلهای مجذوب را به ميهمانی شعبان ببرد.

 رجب واقعا ماه خداست. ماهی که تلنگری به دلت ميخورد که معبودت را چگونه می پرستی و....

خوشا به حال آنانکه رجب را از پيشگاه معبود شروع کردند و به سوی نور شتافتند.

هميشه به اين دل خوش بودم که متولد رجب هستم ولی خوش به حال آنکه در اين راه واقعا تولد يافت... بابک مفتوح للراغبين و خيرک مبذول للطالبين....و نيلک متاح للعالمين...

به پيش دوستان به پيش ....

به سوی شعبان و ميهمانی پس از آن...

رمضان دلی صاف و کوله ای خالی ميخواهد... مبادا که چيزی به خود آويخته داشته باشی... به پيش... رجب آهنگ ميهمانی رمضان دارد وقتی ميخوانی خاب الوافدون علی غيرک و خسر المتعرضون الا لک و ضاع الملمون الا بک و و ...

 

   + سعید - ٥:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٦/۳۱

ام ابيها

سلام بر عاشقان مهدی فاطمه

شهادت حضرت فاطمه زهرا بر همه اتان تسليت باد.

يا علی

التماس دعا

   + سعید - ٥:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٥/٩

امام خمینی

سلام بر عاشقان مهدی
السلام علیک یا روح الله
از همه آنانی که به من لطف داشتند ممنونم

امام شخصیت عظیمی بود که با این که در نوجوانی از دستش دادم قلبا دوستش دارم.
نمیدانم چرا مردمی که در چند سال پیش چنان خداحافظی با ایشان کردند حالا این یک روز به کامشان تلخ شده است. امان از دنیا و بازیهای آخر زمان

یادتان هست آن جریان پادشاه و روغن و دیدنیهای قصر.. همان که چند ماه پیش یادداشت شد
من دوباره در همان شرایط قرار دارم...

دوستان عزیز از همه اتان التماس دعا دارم...

دعا کنید خدا بی قرار مهدی امان کند و بس...


   + سعید - ۱:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۳/۱٤

یکشنبه 9 ربیع الاول آغاز هزار و nامین سال خلیفه اللهی بقیه الله الاعظم

اماما دیروز به خانه ات آمدیم و شهادت پدرت را به تو؛ ای نهایت آرزو، تسلیت گفتیم؛ اماما سرت سلامت.
و امروز دلهامان را آذین بستیم و سالگرد شروع ولایتت را جشن گرفتیم.
دیروز به جمکران آمدیم، وعده گاه عاشقانت، و گفتیم که هر دیدی را بازدیدی است و تو ای کریم و اهل کرامت، مگر میتوان باور کرد که بازدیدمان نیایی. ما آمدیم و تو با شهد نماز و صد بار تجدید عهد بندگی توحیدی پذیرایمان بودی و برای آنانکه خودی تر بودند دعای نمازت و زیارت مادرت و آل یاسین و جامعه سله دادی.
و ما ماندیم و حیرانی آنکه اگر تو روزی قدم به چشم ما نهی در سفره دلهامان به رسم پذیرایی جه خواهی دید.
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد

   + سعید - ٢:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٢/٢۱

ازدواج ما

عید سعید قربان و قدیر بر همه شما منتظران مبارک باد.. دلیل این همه تاخیر چیزی جز ازداوج نبود.. ازدواجی زیبا با هدیه ای از جنس نور.. حج بیت الله الحرام...


   + سعید - ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۱۱/٢۸

تابع ظهور

سلام بر عاشقان مهدی (عج)

میلاد امام رضا بر همه اتان مبارک باد.

ظهور امام زمان را شاید بتوان مثل یک تابع دانست یعنی یک مقدار عددی برای رسیدن به ظهور تعریف کرد. وقتی مقدار این تابع از حدی بالاتر رسید، خدای سبحان ظهور امام را به انجام میرساند.
این تابع متغیرهای فراوانی دارد. شاید میلیونها متغیر. اعمال من و تو نیز متغیری از این تابع است.
حالا فکرش را بکن وقتی گناهی از ما سر میزند فکر کن از تابع ظهور می کاهد بسته به گناه و بدی کم یا زیاد.. و رسیدن به حد ظهور را به تاخیر می اندازد.. و هر چه کار نیک از ما سر بزند، تابع ظهور را بالاتر می برد.

پس بشتابیم به سوی هر چه کار نیک است،
و با دوری از هر چه بدی است نگذاریم مقادیری که خوبیهای دیگران به تابع ظهور افزوده از بین برود که در این صورت مدیون آنهایی هستیم که منتظرند-منتظری که فعال است- و مسئول هستیم در برابر تاخیر ظهور..

اللهم عجل لولیک الفرج.

   + سعید - ٥:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۱٠/٢٦

یک دنیا دیدنی و قطره ای ایمان

سلام به تمامی عاشقان مهدی (عج)

نمیدانم داستان آن غریبه و قاشق روغن و پادشاه را شنیده‌اید یا نه؟

...روزی غریبه‌ای به میهمانی، وارد قصر پادشاهی میشود. پادشاه از او میخواهد که تمامی قصر را بگردد و بعد برای او از زیباییها و طرح ها و نقشها و معماری و ... قصر بگوید. اما به یک شرط و آن اینکه قاشقی از روغن را بر دهان خود به همراه داشته باشد و مواظبت کند که روغن نریزد. مرد با دفت و سختی قاشق را بر دهان میگیرد و شروع میکند. مدتی بعد بر میگردد در حالیکه آنقدر مواظب آن روغن بوده است که هیچش را نریخته است. پادشاه از دیدنیهای قصر از او میپرسد. اما او چیزی را ندیده است. هیچ چیز را .....چون همه نگاهش و همه حواسش به آن قاشق پر از روغن بوده است که مبادا چیزی را از دست بدهد. وقتی پادشاه این وضع را میبیند به او میگوید "دوباره قصر را بگرد و سعی کن به همه جا سر بکشی و همه چیز را ببینی" البته با همان قاشق روغنٍ بر دهان. این بار وقتی مرد غریبه بر میگردد، به پادشاه از زیباییهای قصر میگوید و از لوح ها، آب‌نماها، اتاقهای مجلل، کاشیکاریها، نقاشیها، سرسراها، پرده‌ها و.... اما وقتی پادشاه از قاشق روغن میپرسد به یکباره مرد متوجه میشود که هیچ چیز از آن نمانده است...

آری دوستان اینک ماییم و قطره‌ی ایمانی در قاشقی کوچک که هر لحظه میخواهد بریزد و دنیایی بزرگ که وظیفه داریم بشناسیمش و از موهبات خداییش استفاده کنیم تا رشدکنیم و خود را برای بودن در کنار آن قائم منتظر آماده سازیم.
اینجاست که صدا میزنیم:


يا الله يا رحمن يا رحيم يا مقلب القلوب ثبت قلبي علي دينک

   + سعید - ٦:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۱٠/٧

انتظار

همانند کسی که در پی شب یلدایی، خسته از ظلمت و تیرگی، چشم به افق دوخته و دمیدن خورشید را آرزو می کند.
همانند کسی که در بیابانی بی انتها سرگردان مانده و تنها و وحشتزده رهنمایی را می طلبد.
همانند کسی که پس از تشنگیهای بسیار با پنجه های دردمند، زمین را کنده و در آرزوی جوشش آبی گوارا له له می زند.
همانند کسی که در قحط سال بی باران، در کنار مزرعه عطش زده اش، به امید پدیدار گشتن ابر رحمت دیده، به کرانه های آسمان چشم دوخته است.
همانند کسی که در حین بالا رفتن از کوهی پایش لغزیده و دست به سنگی گرفته و کمک دهنده ای را فریاد می کند.
همانند کسی که در کنار بستر بیماری عزیز، ترسان از جان دادن او، ورود طبیبی درد آشنا را لحظه شماری میکند.

باید انتظار کشید، باید دیده به راه امام زمان عح بود. باید هر صبح و شام چشم انتظار فرج ماند.

فتوقعوا الفرج کل صباح و مساء "امام صادق ع"


منتظر ظهور امام زمان عج بودن، حرکت به سوی ظهور داشتن و عمل به آرمانهای موعود نمودن است. و چنین انتظاری خود فرج و گشایش به حساب می آید..

الیس انتظار الفرج من الفرج؟ امام رضا ع


و
المنتظر لامرنا کالمتشحط بدمه فی سبیل الله
کسی که چشم به انتظار حاکمیت ما باشد، مانند مجاهدی است که در راه خدا به خون خویش غلطیده باشد..



راستیمی دانید چرا در موقع ذکر نام او بر میخیزیم و دست بر سر می نهیم:
امام رضا را در خراسان میدیدند که در موقع ذکر نام قائم بر می خیزد و دست بر سر می نهد و میفرماید: خدایا فرجش را تعجیل فرما و قیامش را آسان گردان.

از امام صادق پرسیدند سبب برخاستن به خاطر ذکر لفظ قائم چیست؟ فرمودند: زیرا او را غیبتی طولانی است و از شدت مهربانی خود نسبت به دوستانش، هر کس او را که به این لقب از او یاد کند به دیده عنایت می نگرد، زیرا این لقب یادآور حکومت او برانگیزاننده حسرت غربت اوست. به خاطر بزرگداشت اوست که باید بنده خاضع و فروتن هنگامیکه مولای گرامی او با دیدگان شریفش به او نگاه می کند برخیزد و احترام کند و تعجیل فرج او را از خدای تعالی بخواهد. (منتخب الاثر)

   + سعید - ٥:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/٩/٢٦

دعای مکارم الاخلاق

الهی و الهمنی التقوی و انطقنی بالهدی .....و وفقنی بالتی هی ازکی
خدایا
رمضان تمام شد و ما تولدی دیگر یافتیم و شکر این نعمت را فقط در صورتی میتوان بجا آورد که آنچه بدست آوردیم حفظ کنیم و آن بار گناهی که وانهادیم دیگر به گردن نیاویزیم...
چقدر زیباست دعای مکارم الاخلاق که میبایست درپس آن همه راز و نیاز شب قدر میخواندیم..
و چقدر سخت است و پر معنی آنجا که میگویی
خدایا اگر جان من مرتع شیطان شده است آن را بگیر قبل از اینکه موجب خشم و غضب تو بشود و عاقبت سویی برایم رقم بخورد
و آیا جای دیگری دیده ای که از خدا بخواهی جانت را بگیرد..

و صبح و شکر و سجده و ...

   + سعید - ٦:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/٩/۱٩

عید فطر مبارک

عید فطر

   + سعید - ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/٩/۱٤

کاروان رمضان آهنگ رفتن دارد

سلام..
صدای زنگ کاروان را می شنوی، قافله رمضان بار برداشته و در حال رفتن است...

آه!‌ که چه باری می رود.. موهبتهای الهی هدیه داده شده. بعضی حج را هدیه گرفتند، بعضی کربلا.. برخی شهادت...
برخی بی نصیب حتی از گرسنگی کشندگان هم نبودند.

بقیه بارها در حال رفتن است. چه بسیار بندها که گشوده شدند و چه بسیار گناه ها که زدوده شدند. و برخی تقدیرشان آن شد که سال دیگر را در پیشگاه محبوبشان باشند.

راستی آیا مقدر شد که شب قدر آینده در پیشگاه امام غائبمان باشیم؟‌ حتماٌ وگرنه...

ما را از این غافله چه نصیب شده است.؟
کداممان در این میهمانی مستانه آمدیم و اذن حضور جاودانه گرفتیم؟
......

گفتند هر افطار هزار هزار کس از آتش رهیدند..
گفتند که شیطان ها در غل و زنجیرند...
گفتند که فاطمه(س) باطن شب قدر است..
گفتند.....
یا زهرا،‌ ای مادر عزیز:
ما می ترسیم که از میهمانی خارج شویم و شیاطین افسارمان را همچون قبل از این در دست بگیرند و نفسمان را بر ما مسلط کنند.
شما با آن عطوفت مادرانه و الهیتان بر ما نپسندید که اسیر باشیم که بیست و چند روز صدا زدیم اللهم فک کل اسیر

اماما !

فریاد برآوردیم که الهی.. و انت دللتنی الیک و شما ای ابن سبل الواضحه و ابن الاقمار المنیره ، راه را بر ما روشن کنید و سیاهی را بر ما نپسندید..

خدایا آیا پیوند ما با معنویت خانه ات در سال آتی امکان پذیر است؟؟

دوستان! عاشقان! هنوز چند ساعتی مانده؟ چه چیز فراموش شده ...
.. میزبان کریم است!‌ کریم.......

التماس دعا

   + سعید - ٩:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/٩/۱٢

شهادت، فلسطین، قدر

برادرم، خواهرم، همسفرم، همراهم؛

می خواستم برایت از سفر ستارههای عشق به دیار غریبان غربت خاک بنویسم. می خواستم بگویم چکونه آمدند تا بخاکمان بسپارند و بسوی خدایشان عروج کردند.
می خواستم از معراج بگویم، از شمع های محفل بشریت که زینت آسمانند و به گمنامی ما اشک می ریزند.. به نشانه ای که نداریم... به حضور ولیمان در جوش و خروششان.. به قفلی که بر این در زده اند....
اما .. اما آمده ایم تا شهد بنوشیم و بنوشانیم.. پس بیا و بنگر..

آسمانِ قطعه ای از زمین که زمانی محفل آسمانی ها بوده است- همان جایی که با معراج پیوندی دیرینه دارد- چگونه با خون فرزندان مظلوم فلسطین ارغوانی شده است. خونی که مادران به آسمان می پاشند تا به خون خدا بپیوندد.
بیا و در همین دنیای مجازی جستجو کن، از سرِ درد... و ببین کدام دیده بر دژخیمان خون آشام یهود بسته شده است.

از کدام برایت بگویم؟ از بیت المقدس! از غزه! از دیر یاسین! از جنین؟
ازبغضهای در گلو خشکیده، از خون های بر زمین ریخته، از کودکان مثله شده در جلوی چشمان مادران شوهر از دست داده، از آنها که سر بریده شدند یا در تنور سوختند و یا آنانکه از درد غیرت دق کردند وقتی عکس دخترانشان بر روی صابونهای اسرائیلی نقش بست که آن بر تن اینان امتحان شده است.
از بی غیرتی سران نامرد بگویم یا از دستهای نفاق و دنیا طلبی که بر هم می سایند؟
از خونهایی که از چشمانمان سرازیر شد؟ از اسلام؟ از شیعه؟ از قلب خونین اویی که نتوانستیم چشمانمان را قدرت دیدنش ببخشیم؟
به کدامین جمله بگویم؟ به کدامین شعر بسرایم؟ به کدامین نوحه مرثیه سرایی کنم..

آری! در این دنیای به ظاهر آراسته که همه حقوق به ظاهر بشر می طلبند و از آزادی دم می زنند، جایی، قطعه ای هست که فریاد بر می آورد که ای انسانها انسانیتتان را چه شده است؟

و تو عاشق مهدی! تویی که منتظر مانده ای تا داغ سینه ات را با حضور ولی عصرت و امام زمانت فرو بنشانی و هر افطار فرجش را از صمیم قلب خواهانی!
تویی که خشمت؛ خشم فرو خفته ات را با حضورت و با فریادت به عنوان تنها اسلحه ات- که کم از سنگهای آن کودک فلسطینی ندارد- فرو می نشانی! چه داری؟ چه اندیشیده ای در مورد وظیفه ای که مسلمان بودنت بر دوشت نهاده است؟
که هر کس صدای خونخواهی مسلمی را بشنود و بر کمکش اقدام نکند، مسلمان نیست.
موقعیت من و تو کدام است؟ انتظار ظهور با این وظیفه چگونه محقق می شود.

تو ای مبارز! در این جبهه و با این سلاح، شهادت را با کدام پیاله و کدامین پیمانه می نوشی؟

و شب قدر! نمی دانم همانند من در زنجیر مانده ای و یا آماده ای! آماده حضور فقط حضور و دیگر هیچ! امشب و شبهای دیگر این مهمان نوازانند که تصمیم می گیرند که چه چیز را هبه کنند. پس مواظب باش با اصرارت آن بهترین ها را به کمتر از آن نفروشی. اما خلاصی دیگران را خواستن عیب نیست. پس التماس دعا.

اللهم عجل لولیک الفرج

   + سعید - ٧:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/٩/۳

تشییع شهدا


بخواهی شهد شهادت بنوشی و از تشییع شهدا و نماز جمعه دیروز چیزی نداشته باشی..
فردا خواهم نوشت. مطلبم جا مونده.. التماس دعا

   + سعید - ۸:۳٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/٩/٢

و برح الخفاء وانکشف الغطاء

خدایا نمیدونم چی شده که مانده شدیم.. ماه رمضان بسرعت به پیش میرود و ما توان حرکت با آن را نداریم. خوش به حال اونایی که هر روز ارغوانی تر از روز پیش میشوند و آماده تر برای حضور در آن شب قدر..

تو دستگیر شو ای خضر پی خجسته که من......... پیاده می روم و همرهان سوارانند..

خدایا تو میدونی که ما هدفمون این نبوده که اینطوری اسیر باشیم. اسیر خاک ...

الهی سنگها و غل و زنجیر را از پای ما باز کن تا بتوانیم راه را با قوتی بیشتر و امیدی بالاتر طی کنیم..

یا محمد و یا علی، یا علی و یا محمد، اکفیانی فانکما کافیان، وانصرانی فانکما ناصران.....

   + سعید - ٩:۱۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۸/٢٧
← صفحه بعد